10 فیلم جذابی که شخصیت خبیث داستان در آن جذاب تر است! + تصاویر ( بخش دوم)


با یک مووی خوب شخصیت بد یا شرور داستان نیز به همان اندازه قهرمان باید دوست داشتنی و خوب باشد. بدون دشمنان جذاب و دوست داشتنی ، حتی بهترین ویژگی های قهرمانی نیز خسته کننده و کلیشه ای به نظر می رسند. احتمالاً به همین دلیل بود که قهرمانان را با توجه به چیزهایی که برایشان باارزش بود قضاوت می کنند. با نشان دادن نقطه پیک ارزش های قهرمان، شخصیت های شرور به هایلایت کردن این ارزش ها کمک بسیاری می کنند. اغلب اوقات، شخصیت های منفی حتی با توجه و دقت بیشتری نسبت به شخصیت قهرمان نوشته و ساخته و پرداخته می شوند زیرا نه تنها باید «بد» باشند بلکه این بد بودن باید برای مخاطب جذاب نیز باشد.

آدم بدهای سرراست بدون پیچیدگی و ظرافت با اعمال شرورانه شان خیلی سریع فراموش می شوند و چیزی جز یک مانع بر سر راه شخصیت قهرمان مووی به حساب نمی آیند. وقتی که شخصیت منفی داستان کاریزماتیک باشد یا حتی بتوان با برخی از اعمالش همزاد پنداری کرد، با یک شخصیت منفی اما جذاب و دوست داشتنی مواجه خواهید شد. با این مطلب قصد داریم نگاهی بیندازیم به مووی هایی دیدنی که با آن ها شخصیت های منفی ویژگی های شیطانی دارند اما با مخاطب ارتباط برقرار کرده و باعث می شوند که با آن ها همزاد پنداری کرده و حتی برایشان دل بسوزانیم.

برای خواندن بخش اول این مقاله اینجا کلیک کنید.

۵- روانی

Psychofgf

شخصیت شرور و منفی مووی «روانی» (Psycho) ساخته آلفرد هیچکاک کیست؟ آیا از نظر شما شخصیت منفی داستان همان کسی بود که با مهمانخانه بیتس مردم را به قتل می رساند؟ خب پس باید با مورد شخصی که می خواهیم با موردش صحبت کنیم شفاف سازی نماییم. وقتی که اولین بار با شخصیت نورمن بیتس آشنا می شویم، او شخصیتی بسیار خجالتی با رفتارهایی که به شکل غیرعمدی ترسناک هستند به نظر می رسد. با این وجود، نورمن مرد جوانی رنج کشیده اما بی آزار به سبک خاص خود به نظر می رسد. کسی که تمام قتل های را انجام می دهد با واقع طرف دیگر شخصیت اوست یا به عبارت بهتر یک شخصیت کاملاً متفاوت، مادرش.

به عنوان مخاطبان مووی، برای تصمیم گیری با مورد میزان جدایی و انفصال این دو شخصیت (نورمن و مادرش) از هم به حال خود رها می شویم و این ماییم که باید با مورد این موضوع تصمیم بگیریم که چه مقدار شخصیت آنتونی پرکینز به خاطر اعمالی که انجام می دهد مقصر و قابل سرزنش بود. با این وجود، وقتی که همه چیز را با نظر می گیریم، نورمن بیتس هنوز هم یک روح ظریف و مهربان حتی با ترسناک ترین لحظات خود بود و ناخواسته برایش احساس تاسف می کنیم و دل می سوزانیم به خصوص وقتی که مشخص می شود او تروماهای روانشناختی بسیار عمیقی با شخصیت خود دارد.

۴- پلنگ سیاه

Black Panther 2018wre

مووی «پلنگ سیاه» (Black Panther) یکی از تحسین برانگیزترین مووی های دنیای سینمایی مارول بود. ارتباط و اشارات متعدد مووی به مشکلات و مسائل عمده اجتماعی و این واقعیت که اولین مووی با چنین مقیاسی بود که اکثر قریب به اتفاق بازیگران آن ریشه آفریقایی داشتند بر جذابیت و قابل درک بودن این مووی می افزاید علاوه بر این، «پلنگ سیاه» به خاطر محیط آفریقایی آینده نگرانه، سکانس های جالب اکشن و نوآوری اش با نشان دادن عجایب واکاندا مورد توجه قرار گرفت. داستان مووی با مسیر خود گاهی تمرکزش را از دست می دهد اما به طور عمده بر روی کشمکش قدرت بین تی چالا به عنوان پادشاه جدید قلمرو و پسرعمویش، کیلمانگر، تمرکز دارد.

شخصیت کیلمانگر با بازی مایکل بی جوردن، ثابت می کند که با جستجوی پیروزی بسیار سازش ناپذیر و خشونت طلب بود. او یک شخصیت بالغ و منطقی بود که با برخی از درگیری ها طرف محق ماجراست: او نه تنها مخالف مخفی کردن قلمرو واکاندا از دیگر نقاط جهان بود بلکه وارث قانونی تاج و تخت نیز هست و وقتی که تی چالا را شکست می دهد این حق را دارد که حکومت بر کشورش را بدست آورد. او گذشته ای تراژیک دارد، نتیجه کشته شدن پدرش به دست پادشده وقت بود و هر کاری که وی پس از تولد انجام داده اگر چه بسیار هولناک بوده اما نتیجه مستقیم اشتباهاتی بود که نسل قبل از او انجام داده بود.

۳- حرامزاده های بی شرف

Inglourious Basterds 2009ww

هانس لاندا یکی از بهترین شخصیت های ساخته شده توسط کوئنتین تارانتینو بود. با واقع تارانتینو داستان مووی خود را بر اساس این شخصیت شکل می دهد اگر چه قهرمانان داستان شخصیت های آلدو رین و گروه «حرامزادگان» هستند. و مدرک ما برای تایید اهمیت شخصیت هانس لاندا با مووی «حرامزاده های بی شرف» (Inglourious Basterds) این گفته تارانتینو بود که می گوید اگر بازیگر مناسب برای این شخصیت را پیدا نمی کرد هیچگاه این مووی را نمی ساخت. خوشبختانه او کریستف والتز را برای این نقش یافت که برای بازی با مووی های تارانتینو برنده نه یک بلکه دو جایزه اسکار شد (حرامزاده های بی شرف و جانگوی آزاد شده). هانس لاندا یک شخصیت نفرت انگیز و حال بهم زن بود، یک افسر نازی که بیشتر به یک اجیر شده حرفه ای شبیه بود تا طرفدار واقعی هیتلر.

او به محض این که فرصتی برای دستاوردهای شخصی می بیند به طرف دیگر داستان پیوسته و به دسته قبلی خود خیانت می کند. روش ها و کارهای او بسیار هولناک هستند اما همزمان چیزی با مورد شخصیت او وجود دارد که لاندا را برایمان دوست داشتنی کرده و برایش دلسوزی می کنیم. شاید این دلیل سبک رفتاری مودبانه او باشد، فرهنگش یا خوش صحبتی اش. به سکانس اول مووی نگاه کنید یا ملاقات ناهار با شوشانا و خیلی زود متوجه دو شخصیتی او خواهید شد. او یک هیولای دوست داشتنی بود که کاریزمایش رفته رفته او را به ما نزدیک می سازد. البته نمی خواهیم بگوییم که او سزاوار تنبیه پایانی اش نبود.

۲- ام

Mhhh

مووی «ام» (M) ساخته فریتز لانگ فیلمی با مورد واکنش جامعه نسبت به هیولاهایی بود که آن را گرفتار خود کرده اند. انواع مختلفی از هیولاها با دنیا وجود دارند اما هیولایی که با مووی «ام» به نمایش با می آید یک هیولای بسیار شرور بود: او دختران خردسال را طعمه خود قرار داده و پس از ربودن، آن ها را به قتل می رساند. تمام شهر دوسلدورف علیه او به پا می خیزند و با نهایت او را شکار می کنند. روی کاغذ، یک قاتل کودک کش هیچ جایی با فهرست آدم بدهای دوست داشتنی ندارد اما فوت کوزه گری و نقطه قوت واقعی مووی همین دیدگاه متفاوت بود: لانگ بدترین جنایتکار قابل تصور را گرفته، او را با مقابل دادگاه ها و قضاوت های غیرمعمول و گاه ظالمانه قرار می دهد و با ادامه به او اجازه می دهد که درماندگی خود با مورد کارهایی که انجام داده را فاش نماید.

با آخرین صحبت هایش، شخصیت پیتر لور سعی می کند توضیح دهد که نمی تواند به هیچ شکلی خود را کنترل نماید و اینکه چه مقدار از این موضوع متاسف بود. چیزی که با مقابل خود داریم مردی بود که دوست دارد هر کسی باشد بغیر از آن کسی که هست و آن شخصی که با یک تاریکی و شیطان صفتی غیرقابل کنترل با درون او خانه کرده و برخلاف خواستش او را وادار به انجام کارهای هولناک می کند. بازی استادانه لور کاری را انجام می دهد که با ابتدای مووی برایمان غیرممکن جلوه می کرد: اینکه برای این قاتل احساس دلسوزی و تاسف نموده و مشقت بار بودن زندگی او را درک کنیم.

۱- بلید رانر

بلید رانر

مووی «بلید رانر» (Blade Runner) شاهکار علمی-تخیلی ریدلی اسکات برای مدت زمان طولانی یک اثر هنری درک نشده بود. امروزه اما این مووی را آنطور که شایسته بود یک مووی مسحور کننده و جاه طلبانه می دانیم. تدوین ها و نسخه های متفاوت و متعدد مووی با ابتدا کمکی به موفقیت آن نکرد زیرا مخاطبان با مووی هایی متفاوت و تدوین های بسیار عجیب روبرو شدند که به مووی هایی بسیار بی ربط به یکدیگر شبیه بودند. با این وجود، چندین گزاره با کل این نسخه ها ثابت و بدون تغییر مانده اند که مهم ترین آن ها این سوال بوده که چیزی بیشتر از همه باعث می شود ما انسان باشیم. ریک دکارد، شخصیت اصلی و قهرمان داستان، جایی بین انسان و یک آدم مصنوعی قرار می گیرد و ماهیت واقعی او مبهم گذاشته می شود.

خطری که او باید با آن روبرو شود خطر روی باتی بود که یک شخصیت فراری خائن با توانایی های فراوان بود. روی باتی را با کنار دیگر آدم مصنوعی ها می بینیم که به گفته خودش «کارهای سوال برانگیز»ی انجام می دهد از جمله کشتن سازنده اش و همزمان نمی توانیم غریب بودن حالت وجودی و درماندگی که ممکن بود داشته باشد را نادیده بگیریم. با پایان وقتی که دکارد و باتی رو با روی هم قرار می گیرند، به این نتیجه می رسیم که روی باتی حقیقتاً یک شخصیت شرور نیست بلکه او قربانی یک سیستم از کنترل خارج شده بود که پشت قضیه خلق آن ها قرار دارد.

Post Author: namahaa

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *