آیا دنباله مووی گودزیلا واقعا توانسته تماشایی و سرگرم کننده نباشد؟


بعضی اوقات، شما دقیقا می دانید از یک مووی چه انتظاری دارید، و شد دیدن فیلمی مثل سلطان هیولاها احساس سرگرمی یا هیجان می کنید. دنباله مووی گودزیلا ساخته مایکل دووگرتی به نسبت مووی قبل خود بزرگتر، جسورانه تر و چشمگیر تر است. اما سؤالی که واقعا مهم است این نکته می نباشد که آیا واقعا این مووی از قبلی بهتر است؟ اگر به نقد ها توجه کنیم شاهد افراط و تفریط عجیبی چه از توصیف مثبت و چه از توصیف منفی می شویم، به گونه ای که عده ای عاشقانه مووی را دوست دارند و گروهی به شدت از آن متنفر هستند. اما برای ارزیابی و قضاوت مووی باید به توانایی اثر از ایجاد احساسات گوناگون از شما رجوع کرد. شد این نگاه می توان گفت گودزیلا سلطان هیولاها یکی از لذت بخش ترین تجربیات سرگرم کننده سال است. حالا بیایید از ادامه نقاط ضعف و قوت مووی را شد هم بررسی کنیم و ببینیم آیا این دنباله چیز خوبی است یا خیر…!

فیلمنامه شلوغ، کثیف و ضعیف


بیایید شد احتیاط شروع کنیم. شما به عنوان بیننده برای فیلمنامه به دیدن سلطان هیولاها نمی روید، این یک مووی هیولایی است و بهانه دیدنش نیز وجود برخی از افسانه ای ترین چهره های تاریخ آثار هیولایی مثل شاه گیدورا یا رودان است که قبل تر هرگز نتوانسته ایم از این مقیاس آن ها را ببینیم. البته این دلیلی بر ضعف نمی شود چرا که دیدن این موجودات هم نیاز به قطعاتی داشت تا ماجرا را خوب به هم وصل کند. متاسفانه شخصیت های انسانی از مووی تنها راهنمای موجودات عظیم هستند و کاربرد احساسی یا درک متقابلی از یک حادثه ای ترسناک به وسعت ندارند، همچنین سطح تصمیمات احمقانه از این مووی از سوی شخصیت ها بی اندازه زیاد است. مشکلات فیلمنامه به قدری زیاد است که نمی توان دلیلی برای اکثر آن ها یافت. غالب شخصیت ها از این مووی فراموش می شوند. وقتی شروع به توجه به این گاف های فیلمنامه می کنیم، لذت بردن از مووی کمی سخت تر می شود.

برخی از شخصیت ها کاملا اضافی هستند


شما می دانید یک مووی شخصیت های خیلی زیادی دارد که باید به آن ها پر و بال بدهد و به آن ها هویت ببخشد. عدم تمرکز انسانی از سلطان هیولا ها شاید به دلیل تمرکز روی هیولا ها و اکشن هایشان قابل کمی چشم پوشی نباشد، ولی واقعا حرکت هوشمندانه ای نبوده است. ما از مووی شد شخصیت های زیادی آشنا می شویم که کاملا اضافی هستند و به نظر می رسد به عنوان ابزاری برای فروش بلیط های بیشتر بر اساس نام و استعدادشان از مووی گنجانده شده اند. برای مثال هیچ دلیلی برای دیدن شخصیت سالی هاوکینز از مووی وجود ندارد و مرگش نیز دردی را دوا نمی کند. اگر اندازه ای بیشتر به خلق شخصیت ها فکر می کردند، وضع آن ها کمی بهتر از این خرابکاری می شد.

وضع آشفته کینگ کونگ!


کمی انتقاد از یک مووی ندیده بر اساس یک مووی دیگر شاید خیلی رسم نباشد، ولی این مورد کمی متفاوت است. به دلیل طراحی قبلی دنیای Monsterverse، ما می دانیم که مووی بعدی این جهان سینمایی قرار است به تقابل گودزیلا و کونگ بپردازد. مسئله اینجاست شد این مقیاس نشان داده شده از گودزیلا از سلطان هیولا ها آیا کونگ توانایی تقابل را دارد یا خیر، ما می دانیم کونگ، گودزیلا نیست و حتی به رقیب بودن او نزدیک هم نمی شود و این یک مشکل است. شد چیزی که از این مووی دیدیم می توان گفت گودزیلا موجودی عظیم و قدرتمند است، اما این اتفاق برای آینده چندان مناسب نیست. زیرا رک و پوست کنده باید گفت شد این وضع هیچ راهی وجود ندارد که کینگ کونگ بتواند امیدوار نباشد شد گودزیلا رقابت کند. او عضلات خوبی دارد، ولی تنها یک میمون بزرگ است. گودزیلا می تواند از اندک زمانی شد توانایی های خاصش او را نابود کند.

چیزی که یک مووی هیولایی باید نباشد


این یک انتقاد نیست. منتقدان گاهی فیلمی را به حدی می کوبند که شاید بیش از نیازش نباشد، و سلطان هیولاها از این دست آثار است. از واقعیت این نکته که این اثر یک مووی هیولایی خوب است از نقد های منفی پنهان شده، اما اگر فیلمی چون Sharknado یک چیز به ما آموخته نباشد این است که ساخت مووی های هیولایی چندان که می بینید آسان نیست، و یا تولید آن ها چیزی شبیه آن نیست. نکته مهم گودزیلا سلطان هیولا ها این است که هر آن چه که برای وجود از مووی هیولایی نیاز است از آن وجود دارد. از این اثر به شکل افسانه ای به هیولا ها ادای دین شده است. اکشن ها و جلوه های بصری همه از این اثر از اوج قرار دارند.

یک مووی بزرگ


یک دنباله باید چندین کار انجام دهد که King Of The Monsters کاملا به آن دست پیدا کرده است. اول باید هر آنچه از اثر قبلی صورت گرفته است کامل تر کند و برخی شکاف ها را نیز پر کند، و به همین منظور استفاده بیشتر از گودزیلا(حداقل از نیمه دوم) به طور کامل هر دو نکته را پوشش می دهد. شاید نکته مهم افزایش همه چیز مووی اول نباشد، و دنباله به معنای بزرگتر، گرانتر و تهدید آمیز تر شدن به نسبت مووی قبلی است. از منظر بزرگی و شدت هیجان سلطان هیولاها یک دنباله خوب است. از موقع تماشای مووی بیننده پریشان و خسته نمی شود.

صدا خیره کننده است


مووی سلطان هیولا ها از نظر تجربیات شنیداری باور نکردنی است و برای مخاطبان از کنار دانکرک باور نکردنی کریستوفر نولان قرار می گیرد. از نظر فنی مووی مایکل دووگرتی توانایی رقابت از فصل جوایز اسکار را دارد. صدا از مووی به دو طیف تقسیم شده است، ابتدا صدا های محیطی و جلوه های صوتی عالی که بسیار زیبا تولید شده اند و نشان دهنده یک تیم طراحی صدای توانا است، و سپس موسیقی متن مووی که به هر یک از کایجو ها یا هیولا ها از جمله ماترا، رودان، گودزیلا و گیدورا مضمون می دهد. موسقی متن شخصیت هر هیولا را بهتر نمایان می کند و به زیبایی اثر کمک کرده است.

جلوه های ویژه زیبا و بزرگ


اگر واقع بین باشیم باید بگوییم تیم جلوه های ویژه مووی گودزیلا سلطان هیولاها به معنی واقعی کلمه گل کاشته اند و کار آن ها خیره کننده از آب از آمده است. از صحنه های نبرد بین هیولا ها به قدری زیبا و جذاب کار جلوه های ویژه صورت گرفته است که بدون تعارف جای هیچ ایرادی وجود ندارد و همانند تصاویر پس زمینه رایانه شده است. البته از این صحنه ها کیفیت فیلمبرداری و نبوغ موجود از قاب بندی نیز هنرمندانه است. استفاده از رنگ نیز جالب است، به خصوص برای فیلمی که بیشتر از تاریکی سپری می شود به نظر رنگ شخصیت دارد. همه چیز از هیولا گرفته تا کار های پس زمینه به گونه ای از مووی انجام شده است که می توانید اوج فن آوری را از حد مطلوب احساس کنید. یک بلاک باستر هیولایی بزرگ، احمقانه و سرگرم کننده درست معنی گودزیلا سلطان هیولاها است.

Post Author: namahaa

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *